شجاع
404
أنيس الناس ( فارسى )
مكن و كلمة الحقّ دريغ مدار . چه يقين كه ارتكاب برين معنى موجب تعزّز و سبب ازدياد تقرّب تو گردد . حكايت پادشهى بود رعيّتشكن * وز سر حجّت شده حجّاج فن هرچه به تاريك « 1 » شب از صبح زاد * بر در او درج بدى بامداد رفت يكى پيش ملك صبحگاه * راز گشايندهتر از صبح و ماه از قمر اندوخته شب تازيى * وز سحر آموخته غمّازيى گفت فلان پير ترا در نهفت * خيرهوش و ظالم و خونريز گفت شد ملك از گفتن او خشمناك * گفت هماكنون كنم او را هلاك نطع بيفكند و بر آن ريگ ريخت * ديو ز ديوانگيش مىگريخت شد ز پى پير جوانى چو باد * گفت ملك بر تو جنايت نهاد
--> ( 1 ) - اصل : تاريخ .